آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

آتنا فینقیلی در سفر به زیبا کنار

زندگی در گذر آینه ها جان دارد با سفرهای پر از خاطره ایمان دارد   زندگی خواب لطیفیست که گل می بیند اضطراب و هیجانیست که انسان دارد   زندگی کلبه ی دنجیست که در نقشه ی خود دو سه تا پنجره رو به خیابان دارد   گاه با خنده عجین است و گهی با گریه گاه خشک است و گهی شر شر باران دارد   زندگی مرد بزرگیست که در بستر مرگ به شفابخشی یک معجزه ایمان دارد   زندگی حالت بارانی چشمان تو است که در آن قوس و قزح های فراوان دارد   زندگی آن گل سرخیست که تو می بویی یک سرآغاز قشنگیست که پایان دارد   ...
30 تير 1392

عکس های آتلیه آتنا خانوم عسل

من و بابا مهدی و عمه زهرا روز 23 اردیبهشت آتنا جونم رو بردیم آتلیه ، از ساعت 10 صبح رفتیم و ساعت 2 ظهر برگشتیم. آتنا جونمخیلی بازیگوشی کرد . از خداوند سپاسگزاریم که این هدیه ارزشمند رو بهما عطا کرد. خدایا به ما کمک کن تا بتونیم در تربیت و پرورش این فرشته پاک موفق باشیم. وااای آخه چرا من اینقدر باید زحمت بکشم و پخت و پز کنم؟ باباجونم لطف کن از بیرون غذا سفارش بده.. خونه ما با وجود آتنا رنگین کمونی از شادی شده. دختر قشنگم تو مثل قطره های بارون پاک و زلالی قربون تو و اون گوسفندات برم من ...
30 تير 1392

هجده ماهگیت مبارک آتنا جونم

٢ روز پیش یعنی 27 تیر من و بابا مهدی آتنای نازنینم رو برای واکسن 18 ماهگی بردیم.   این واکسن از جمله واکسن هایی که خیلی درد داره و علائم بعدش مثل تب و درد شدید جای واکسن تا چند روز می مونه.  آتنا تا دیشب هم نمی تونست راه بره ولی دیشب با تلاش تونست چند قدمی رو لنگان لنگان برداره. الهی فداش بشم که تو این دو روز نتونست اون جور که دلش میخواد آتیش بسوزونه و شیطونی کنه  ایشالا زودتر پات خوب میشه قربونت برم.   ...
29 تير 1392

سفر کیش

اولین مسافرتی که با مامانی و بابایی و دایی و زندایی به کیش رفتیم، مامانی روی شن های ساحل اسم قشنگ تو رو نوشته، مامان و بابا دوست دارند تو دلت مثل دریا پاک و زلال و آبی باشه. ...
1 تير 1392

6 ماهگی فندق قلقلی

٦ ماه شده که فندق قلقلی قدم بدنیا گذاشته، تو این مدت تمام تلاشش رو میکنه تا بتونه با این دنیای شلوغ و رنگارنگ کنار بیاد، گاهی کم میاره و سر به گریه میذاره، گاهی هم با لبخندش خونه رو پر میکنه. عزیزم ،من و بابایی دوست داریم همیشه خنده رو روی لبات ببینیم. ...
1 تير 1392

بابایی عاشقتههههههههههههه

این عکس فقط چند ساعت بعد از به دنیا اومدن تو گرفته شده، بابا مهدی اینقدر هیجانزده و خوشحال بود که باورت نمیشه. تازه از همه جالب تر این بود که همه می گفتن تو خیلی شبیه بابا مهدی هستی، و بابا مهدی هم با شنیدن این موضوع خیلی بیشتر خوشحال می شد. ...
29 خرداد 1392